تبليغاتX
ارزوی محال
ارزوی محال
ارزو میکنم تا ارزوهایتان ارزو نماند
خداحافظ

نمی گویم فراموشم نکن هرگز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که میدانی نخواهی رفت از یادش

سلام سلام باز منم همان تنهاترین؛ رفت عشقم گفت تو باید تنها بمانی

حالا من ماندم با تمامه خاطره هایش با تمامه دوستت دارمهایش

عاشقش بودم او میدانست و میدانست که بدون آن خواهم مرد ولی رفت...

نفرین به این فاصله ها نفرین به اون لحظه ی شوم به این همه بهونه ها

نگام نکن آخه دو تا چشمام بارونیه تو که دردشونو نمیدونی از غم دوریه

فکر نکن اگه بهشون نگاه کنی حرفای دلمو میخونی نه نمیتونی نمیتونی

من دلم اسیره بدونه تو میمیره پر دردم پر زخمم با اینهمه دلم خوشه که تو رو تو خاطره هام دارم

تمامه دلخوشیه من تو بودی حالام اگه زندگی میکنم به خاطر تو؛ چون اینو تو ازم خواستی

برو عزیزم هیچ گله ای ازت ندارم امیدوارم همیشه زنده باشی و زندگی کنی یه زندگی آروم

فکر نکن بدی کردی در حقم نه تو همیشه دوست داشتنی بودی و هستی و خواهی بود

فراموشت نمیکنم عشق من حالا تنها گیتارم همدمم شد گیتارم

باشه تو میخوای میگم خدانگهدار

اما با دلی شکسته با بغضی که راهه گلومو بسته با غمی که کنارم نشسته

با چشایی که اشک توشون حلقه بسته

خدایا من به کی بگم کی بشه از دنیا برم همیشه گریونه چشام همیشه حیرونه نگام

بگو چرا قصر وفا همیشه ویرونه برام

تو دیگه بر نمیگیردی میدونم ولی باز به یاد تو این وبلاگو اپ میکن

عزیزم هیچوقت خودتو مقصر ندون شاید سرنوشتمون این بود روزگار بازیگر میخواست

ما هم بازیگراش بودیم اونم بازی کردعزیزم قولهامو فراموش نمیکنم اینو مطمئن باش

باشه میرم دنبال سرنوشتم میرم دنبال خوشبختی میرم ولی فکر نکن دوست ندارم تو رو همیشه دوست دارم

عشق هیچوقت متنفرم نکرد اگه واقعا عاشق باشی از عشقی که به جدایی هم بکشه متنفر نمیشی

خدانگهدار عشق من؛ تمام وجودم خداحافظ

اگه یه روز مردم بدون بازم فدای تو شدم فقط تو

نمی دانم چه خواهد شد در نبود تو نمی دانم میمانم یا خواهم مرد ولی دوستت خواهم داشت تا آخر عمر

|+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 22:9 |

JavaScript Codes