تبليغاتX
ارزوی محال
ارزوی محال
ارزو میکنم تا ارزوهایتان ارزو نماند
جدا از تو نمیشه

 به همین سادگی میخوای بری آخه مگه نمی دونی که عزیزتر از چشامی تو تا ابد بغض صدامی

 ببین چقدر دوست دارم آخه من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم واسه تو این همه شعر نمی خوندم

 دارم از دوریت میمیرم اینو همه خوب میدونن آخه از دلم نمیری عمرم نفسم تمامه وجودمی

 از همون روزی که گفتی میخوای بری روحم از تنم جدا شده بیا بیا عزیزم بیا برگرد پیشم بیا تا با تو آروم  بگیرم

 اگه از پیشم بری بعد میفهمی که هیچکس مثل من دوست نداره آخه بعد این همه وقت باید جدا شیم

 چطوری آخه باور کنم آخه با خاطره هات من چه کنم.نه نمیخوام جدا شم نمیخوام آرزوم آرزوی محال شه

 آخه من روزی هزار بار واسه اشکات دارم میمیرم میدونی میدونی که خسته ام

 میدونم که میدونی دوریت عذابه بازم گریم گرفته دروغه هر چی که میگی بگو تنهام نمیذاری

 نرو نرو از پیشم از عشقت دارم دیوونه میشم چشام گریونه آره بی تو دل تنها میمونه

 تو داری تنهام میذاری داری رو قلبه کوچیکم پا میذاری تو خودت گفتی هیچ وقت تنهام نمیذاری

 باشه برو تو دوست نداری سر بذارم رو شونه هات باشه میخوای بری برو

 تنهاتر از همیشه یه گوشه باز نشستم خیره شدم به عکست غمگین و دلشکستم

 بغضام راه گلومو بستن تو چشام نگاه نکن نگو چرا خون شده نگو چرا شکستم

 گلامو پرپر نکن آخه گرفتار توام بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی

 قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی با رفتنت چیکار کنم فقط باید دعا کنم

 برو عزیز تو هم برو دنیای بیوفاییه ولی بدون عزیز اون بالا هم خدایی

 ببخش اگه زیادی عاشق بودنم خسته ات کرده

 قاصدک جون بهش بگو چشمام به راهه قاصدک جون بگو برگرده پیشم دارم از دست غم دیوونه میشم

 من مثه دوزخ میسوزم جدا از تو بهشت من از این به بعد خدا داند چه باشد سرنوشت من

|+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 22:2 |

JavaScript Codes