خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده
خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبکتر نشده
مه سرده رو تن پنجره ها مثل بغض تو سینه ی منه
ابر چشمام پر اشک ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست
حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست
نمی دانم چه خواهد شد در نبود تو نمی دانم می مانم یا خواهم مرد ولی دوستت خواهم داشت تا آخر عمر
باشه اشکالی نداره تنهام بذار منم میرم تا ثابت کنم دوست دارم شاید من لیاقت عشق تو رو نداشتم اما
وبلاگم تمامش به یاد تو و به خاطر تو آپ میشه حتما بیا به وبلاگم سر بزن چون تو واسم این وبلاگ و
ساختی ....... آرزو دارم آرزوهات آرزو نماند آقا رضا یا یخکم..... دوست دارم تا دم مرگم

|
+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 22:44
|