عاشق نبودي تو، من عاشقت بودم، در قبله گاه عشق تو بودي معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودي يك لحظه من بي توهرگز نياسودم
من با نفسهايم نام تو روبردم كاش اي هوس بازم، با تو نمي ماندم
من با نفسهايم نام تو رو خواندم كاش اي هوس بازم، با تو نمي ماندم
روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم روزي كه دانستي من بي تو ميميرم
روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم بازنده من بودم اين بوده تقديرم
خوش باوري بودم پيش نگاه تو هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو
عاشق نبودي تو، من عاشقت بودم، در قبله گاه عشق تو بودي معبودم
آرام و آسوده در خواب خوش بودي يك لحظه من بي توهرگز نياسودم
عشق تو چون برگي در دست طوفان بود دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود
روزي به من گفتي ديگر نمي مانم گفتم كه ميميرم گفتي كه ميدانم
باور نمي كردم، هرگز جدايي را من آمدم با عشق ، اين بي وفايي را
به خدا عاشق نبودی اگه عاشق بودی تنهام نمیذاشتی اگه عاشق بودی منو توانتظار نمیذاشتی
ولی من معنای عاشقی رو فهمیدم و حالا با دل و جرات میگم که عاشقتم ولی افسوس که تو.....
اما بازم دمت گرم اگه دلی بود شکستی

|
+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 23:10
|