تبليغاتX
ارزوی محال
ارزوی محال
ارزو میکنم تا ارزوهایتان ارزو نماند
دیگه دوستم نداره
حالا که عاشقش شدم میگه میخوام برم حالا که نمیتونم فراموشش کنم میگه میتونی فراموش میکنی

هیچوقت نخواستم عاشق بشم چون میدونستم آخرش دل شکستنه از خودم متنفرم متنفر

باشه میخوای بری برو نمیگم بمون چون راحتیتو میخوام با من نباشی راحت تری چقد گفتی دوست دارم

چقدر شعر گفتیم برای هم چقدر از باران گفتیم از گل باروون از گل حسرت از تنهای تنها....

آخه با خاطره هات چیکار کنم نگو فراموش میکنی چون چه خوب چه بد نمیشه فراموش کرد همیشه باهاتن

اما با اینکه تنهام میذاری بازم میگم هر جا بری من دوست میدارم دوست میدام

تمامه وبلاگم به عشقه تو بود تمامه نوشته هام مال تو بود حالا واسه کی بنویسم

واسه کسی که تنهام میذاره اما بازم میام و مینویسم دیگه نه اینطوری طوری که همه بفهمن

عشق چیه معنای عاشقی چیه اگه یکی گفت دوست دارم زود گولشو نخورن

آهای شمایی که هزاران بار بهتون میگن عاشقتم باور نکن به خدا دروغه

 عشق مال قصه هاست باور کن تو دلش ذره ای از عشق نیست

دیگه از عشق و عاشقیه این دوره متنفرم این روزا عشق فقط سر زبوناست یه کلمه تکراریه

من فقط میخوام از این دنیا رها بشم برم جایی که دیگه از عاشقی نگن یه جایی که

جمله ی دوست دارم نباشه بسه دیگه اشکام نمیذاره ببینم چی تایپ میکنم

 الان با خودتون میگین چی گفت این.... ببخشید نمیدونم چرا این پستم اینطوری شد

تقصیر خودم نیست دلمو شکستن واسم دعا کنید  فقط دعا

    يه عمر دلو سوزوندي يه بار خوبي نكردي خدا كنه بري و هيچموقع بر نگردي

    حرفي نزن دروغات نه باورم نميشه از عشق بچگونم پشيمونم هميشه

    بسه ديگه بي انصاف چي از جونم تو ميخواي يه روز ميگي ميموني يه روز ميري نمياي

    دلت ميخواد شب و روز جلو چشات بميرم كاش به روزم بيفتي بد بختي تو ببينم

             دل به تو بستن آره بزرگترين گناهه اينو ميدونستي؟

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط arezoo در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 0:9 |

JavaScript Codes