![]() سلام آرزوی محال این وبلاگو من ساختم چون آرزویم آرزوی محاله دستم تو دستات آرزوی محال با تو نشستن زیر بارون آرزوی محال تو رو فراموشت کنم؟آرزوی محال خاطره هاتو از یاد ببرم؟ آرزوی محال دوست نداشته باشم؟آرزوی محال آرزو دارم آرزوهات آرزو نماند.... آرزومند آرزوهاتون.... آرزو
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 جستجو
پیوندها
nice pic
۩۞۩بزرگ ترين وبلاگ عکس در ایران بلاگ๑۩۞۩๑ bamcity هوای عشق اگر می خواهید فال بگیرید! ماهیها در خاک میمیرند... غمی غمناک شب عاشقی کوتاه عزیزم لحظه های بی کسی جوک روز(نري ضرر كردي) کلبه ی تنهایی من عشق است عشق هميشه ماندگار(رضا و آرزو) بهشت گمشده عشق امین سوسول تاریکی خاموش باد...... تا رهایی شیوا خانوم شب نیلوفری عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش شب روشن زندگی را دوست دارم با تمام بد بیاریش ماه تابان عشق چيست؟ مشكي پوشان عاشق1 مشكي پوشان عاشق 2 مشكي پوشان عاشق 3 دو پرنده يك پرواز شيطونك(شيطونك شيطون) باران ترنم عشق ستاره غم :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ارزوی محال
ارزو میکنم تا ارزوهایتان ارزو نماند یا فاطمه جان
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی نهالی کاشت میونه باغچه ی مهربونی می گفت سفر که رفتم یه روزو روزگاری این بوته ی یاس من میمونه یادگاری هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید میون کوچه باغا بوی خدا می پیچید اونایی که نداشتند از خوبیا نشونه دیدن که خوبیه یاس باعث زشتیشونه عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس ساقه هاشو شکستن آدمای نا سپاس یاس جوون مرگمون تکیه زدش به دیوار خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار یه باغبونه دیگه شبونه یاس و برداشت پنهون ز نا محرمان تو باغه دیگه ای کاشت هزار ساله کوچه ها پر میشه از عطر یاس اما مکان اون گل مونده هنوز نا شناس
|+| نوشته شده توسط arezoo در چهارشنبه هفتم تیر 1385 ساعت 23:22
حرفش را نزن
رفتنت آغاز یک ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راهمان با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن حرف آسانیست حرفش را نزن خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
|+| نوشته شده توسط arezoo در سه شنبه ششم تیر 1385 ساعت 17:36
دنیا اومدم
از وقتی که به دنیا اومدم گفتند:دوست بدار دوست بدار حال که دیوانه وار دوست دارم می گویند:فراموش کن فراموش
|+| نوشته شده توسط arezoo در دوشنبه پنجم تیر 1385 ساعت 23:45
سلام
سلام دوستان به وبلاگ من و رضا هم سر بزنید ضرر نمی کنید.
نظر یادتون نره |+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه چهارم تیر 1385 ساعت 13:57
دوست دارم
بذار که خوب نگات کنم برای آخزین بار نمی تونم بهت بگم خدا تو را نگهدار هر چی که تو دلم بود چه صادقانه گفتم نذار که بیشتر از این به پای تو بیفتم می خوام تموم عمرم و من خاک پایت کنم چشمام ومن بدم برات جون و فدایت کنم حقیقت و واست بگم به آخر خط رسیدم اینوبدون ازهمه کس تو زندگیم دل بریدم تا جون دارم همیشه پا به پاتم تا دم مرگم که باشه من یکی باز فداتم... |+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه چهارم تیر 1385 ساعت 13:54
حالمان بد نیست
حالمان بدنيست غم كم ميخوريم كم كه نه هر روزكم كم ميخوريم آب آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق مي ورزم عذابم ميدهند خود نمي دانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نكردي آفتاب خنجري برقلب بيمارم زدند بي گناهي بودم و دارم زدند دشنه اي نامرد بر پشتم نشست ازغم نامردمي پشتم شكست سنگ را بستند وسگ آزاد شد يك شبه بيداد آمد و داد شد عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام تيشه زد بر ريشه ي انديشه ام عشق اگر اينست مرتد مي شوم خوب اگر اينست من بد ميشوم بس كن اي دل نابساماني بس است كافرم ديگر مسلماني بس است در ميان خلق سر در گم شدم عاقبت آلوده ي مردم شدم بعد از اين با بي كسي خو ميكنم هر چه دردل داشتم رو ميكنم نيستم از مردم خنجر به دست بت پرستم بت پرستم بت پرست بت پرستي كار ماست چشم مستي تحفه ي بازار ماست درد ميبارد چولب تر مي كنم طالعم شوم است باور مي كنم من كه با دريا تلاطم كرده ام راه دريا را چرا گم كرده ام قفل غم بر درب سلولم مزن من خودم خوشباورم گولم مزن من نمي گويم كه خاموشم مكن من نمي گويم فراموشم مكن من نمي گويم كه بامن يار باش من نمي گويم مرا غمخوار باش من نمي گويم دگرگفتن بس است ديدن اما هيچ نشنفتن بس است روزگارت باد شيرين شاد باش دست كم يك شب تو هم فرهاد باش آه درشهر شما ياري نبود قصه هايم را خريداري نبود واي رسم شهرتان بيداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از در و ديوارتان خون مي چكد خون من فرهاد مجنون مي چكد خسته ام از قصه هاي شوم تان خسته از همدردي مسمومتان اينهمه خنجر دل كس خون نشد اينهمه ليلي كسي مجنون نشد آسمان خالي شد از فريادتان بيستون در حسرت فرهادتان كوه كندن گر نباشد پيشه ام بويي از فرهاد دارد تيشه ام عشق از من دور وپايم لنگ بود قيمتش بسيار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دوپايم خسته بود تيشه گر افتاد دستم بسته بود چند روزي ست كه حالم ديدنيست حال من از اين وآن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل ميزنم گاه بر حافظ تفاعل ميزنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يك غزل آمد كه حالم را گرفت: " ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم " در ضمن ممنون از دوست خوبم که اینو واسم داد تا وبم قشنگتر بشه... و من تقدیمش میکنم به یخکم... بازم مال تو
|+| نوشته شده توسط arezoo در شنبه سوم تیر 1385 ساعت 13:48
تو توی قلبمی
یخکم همیشه گفتم بازم میگم: به خدا دست خودم نیست دوست دارم دوست دارم نگاهت میکنم آیا نگاهم را نمی خوانی تو از حال پریشان دلم آیا نمی دانی نمی دانم چه شد اما تو بی پروا به من گفتی از اینگونه رفاقتها پشیمانی پشیمانی تو گفتی میروی فردا و من چه ساده لوحانه به خود گفتم ولی تو با من می مانی تو می رفتی و من با چشم خود دیدم گذشتی از کنار من چه آرام و به آسانی به دنبال تو ای عشقم تمام عمر را گشتم ولی افسوس فهمیدم تو از عشقم گریزانی بدان من دوستت دارم همیشه بهترین من هنوزم جای تو آنجاست همانجایی که میدانی... یخکم بدون که بی تو غریبترینم توی دنیا از همه غمگینترینم
|+| نوشته شده توسط arezoo در شنبه سوم تیر 1385 ساعت 0:51
تنها
|+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه دوم تیر 1385 ساعت 13:55
چقدر از عشق بگم
امروز دلم خیلی گرفته چقدر از عشق و عاشقی بگم بذار یه بار از غم عاشقی از دوری از غم از بیوفایی بگم ولی بیخیال عشق و عاشقی همینه یا همیشه میخندی یا یه روز دلت میگیره امروزم دلم گرفته اگه دوستم نداری بهم بگو و خودت و راحت کن بذار دیگه مزاحمت نشم ولی من یکی باز دیوونتم عاشقت میمونم با عشق به تو زندگی میکنم اگه بگم میمیرم دروغ میگم چون مرگم دست خداست نمی دونم چرا فکر میکنم دوستم نداری ولی بیخیال بازم به پات میسوزم هر چی دوست داری فکر کن: یه دیوونه’یه دربه در.... هر چی که فکر کنی درسته از عشق تو دیوونه ام در به در و آواره ام... دلمو بردی باز از اون دیگه چی میخوای دارو ندارم مال تو دیگه چی میخوای برو بذار بسوزم با بی کسیهام برو بذار بمونم با دلواپسیهام هیچی نپرس فقط برو ولی فراموشم نکن شمعم و آتیشم به پا برو و خاموشم نکن اگه یه روز ورق زدی دفتر خاطراتتو یادت بیاد قلب منم میشینه چشم به راه تو آره برو ولی بدون اینجا یکی میمرد برات باور نکردی عشقشو اگه قسم میخورد برات میری برو فقط اینو یادت باشه عزیز اشک زلالتو جلو چشم غریبه ها نریز هیچی نپرس فقط برو ولی فراموشم نکن درد عشقی که کشیدم جز خدا به کسی نمیگم... |+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه دوم تیر 1385 ساعت 13:47
![]() |+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 23:18
عشق و زندگی
به نام عشق و زندگی تو راانتخاب کردم من از در خونه ی دل همه رو جواب کردم گفتم برای چیدن گلی از گلزار دلش دیگه به امید خدا میرم به سوی سرنوشت زدم به قلب زندگی برای انتخاب یار قرعه به نام تو زده سهم من و این روزگار عاقبت کار دیگه خوب و بدش به دست توست بذار که سر بلند باشیم شکست من شکست توست از اون روزی که اومدی شریک زندگیم شدی حال و هوای زندگیم لحظه به لحظه دست توست من دوست دارم رو به تو راحت گفتم گفتم: ولی از روی صداقت گفتم می پرسی که تا کی عاشقم می مانی؟ از حالا تا فردای قیامت گفتم... |+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه یکم تیر 1385 ساعت 13:43
|