![]() سلام آرزوی محال این وبلاگو من ساختم چون آرزویم آرزوی محاله دستم تو دستات آرزوی محال با تو نشستن زیر بارون آرزوی محال تو رو فراموشت کنم؟آرزوی محال خاطره هاتو از یاد ببرم؟ آرزوی محال دوست نداشته باشم؟آرزوی محال آرزو دارم آرزوهات آرزو نماند.... آرزومند آرزوهاتون.... آرزو
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته دوم آبان 1386
هفته اوّل مهر 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته اوّل تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته چهارم اسفند 1385 هفته سوم اسفند 1385 هفته اوّل بهمن 1385 هفته چهارم دی 1385 هفته سوم دی 1385 هفته اوّل دی 1385 هفته سوم آذر 1385 هفته اوّل آذر 1385 هفته چهارم آبان 1385 هفته دوم آبان 1385 هفته چهارم مهر 1385 هفته دوم مهر 1385 هفته اوّل مهر 1385 هفته چهارم شهریور 1385 هفته سوم شهریور 1385 هفته چهارم مرداد 1385 هفته سوم مرداد 1385 هفته دوم مرداد 1385 هفته اوّل مرداد 1385 هفته چهارم تیر 1385 هفته سوم تیر 1385 هفته دوم تیر 1385 هفته اوّل تیر 1385 هفته چهارم خرداد 1385 هفته سوم خرداد 1385 هفته دوم خرداد 1385 هفته اوّل خرداد 1385 هفته چهارم اردیبهشت 1385 هفته سوم اردیبهشت 1385 هفته دوم اردیبهشت 1385 هفته اوّل اردیبهشت 1385 هفته چهارم فروردین 1385 هفته سوم فروردین 1385 هفته چهارم اسفند 1384 هفته دوم اسفند 1384 جستجو
پیوندها
nice pic
۩۞۩بزرگ ترين وبلاگ عکس در ایران بلاگ๑۩۞۩๑ bamcity هوای عشق اگر می خواهید فال بگیرید! ماهیها در خاک میمیرند... غمی غمناک شب عاشقی کوتاه عزیزم لحظه های بی کسی جوک روز(نري ضرر كردي) کلبه ی تنهایی من عشق است عشق هميشه ماندگار(رضا و آرزو) بهشت گمشده عشق امین سوسول تاریکی خاموش باد...... تا رهایی شیوا خانوم شب نیلوفری عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش شب روشن زندگی را دوست دارم با تمام بد بیاریش ماه تابان عشق چيست؟ مشكي پوشان عاشق1 مشكي پوشان عاشق 2 مشكي پوشان عاشق 3 دو پرنده يك پرواز شيطونك(شيطونك شيطون) باران ترنم عشق ستاره غم :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
ارزوی محال
ارزو میکنم تا ارزوهایتان ارزو نماند حقیقت تلخ
یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره یه نفر یه لقمه نون واسه فردا نداره یه نفر از بس بزرگه خونشون گم میشه توش اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره انتخابم میکنه پولشو اما نداره یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره یکی هر هفته پزشکشون میاد خونش یکی داره میمیره خرج مداوا نداره یکی دوست داره کارتون ببینه اما کجا یکی اینقد دیده که میل تماشا نداره دخترک میگه خدا چرا ما...مادرش میگه عوضش دخترکم اون خونه لیلا نداره یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه هیچ روزش فرقی با روزای مبادا نداره یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه پس دیگه نیازی به شبای یلدا نداره همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدماست این یه قانون شده و امروز و حالا نداره خدا به هر کسی هر چیزی دلش میخواد بده همه چی دست اونه ربطی به شعرا نداره آدما از یه جا اومدن همه میرن یه جا اونجا فرقی میونه فقیر و دارا نداره کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت با نمیشه؛با نمیخوام؛ با نشد؛ با نداره......
|+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه دهم آبان 1386 ساعت 20:35
عشق
سلام مهربونترینم ببین بدونه تو چی اومده به سرم.ببین حالا چطور دربه درم حالا من موندم وغم یه دنیا خاطره عشقت پیشم میمونه هنوزم دوست دارم و واست میمیرم من هیچ گله ای از تو ندارم از ته قلبم میگم از عشقتم متنفر نیستم به یاد روزهایی که داشتم زندگی میکنم اما گله از روزگاره الهی ای روزگار دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم دل خسته و زارم چه بی تو دربه در شد همیشه با منه یادت همون یادی که میمونه همیشه با منه عشقت همون عشقی که میمونه مگه میشه به فکر تو نباشم مگه میشه مثه تو بی وفا شم چرا همه میگن به فکر تو نباشم آخه اینا چی میدونن قاصدک همیشه از تو واسم خبر میاره اما از روزی میترسم که خبر بد بیاره ...خودت میدونی چی...! ولی فکر نمیکردم منو تنهام بذاری گفته بودم تا چه زمانی با من بمونی مگه نه؟ باشه تو نمیخوای میرم ولی بازم منتظرت میمونم ولی بدون عاشقتم دوست دارم بدونه تو میمیرم هنوزم منتظرت میشینم نگو یادم نمیکنی پس یادم کن تا قلبه شکستم از اینی هست بدتر نشه منتظرتم منتظرتم منتظرتم منتظرتم منتظرتم تو نمیخواستی بری خدا نوشت نمی جنگم با نگاه سرنوشت واسه ی خدا دارم نامه میدم میدونم برده تو رو توی بهشت گفته بودی که میخوای بری سفر ولی نه یکدفعه اینجور بی خبر گلدونه عشق و رو خاکت میذارم دلم رو میون گلدون میکارم منم اینجا میشینم تا یه روز صدام کنی گل حسرت می چینم تا شاید نگام کنی ای همیشگی ترین گل یاس نازنین این تن یخ زدمو کاشکی بگیره این زمین بگو اونکه تو رو برد به فرشته ها سپرد منو اینجا نذاره دل من جا نداره دل من جا نداره بی تو فکری واسه فردا نداره فکری نداره.... |+| نوشته شده توسط arezoo در دوشنبه دوم مهر 1386 ساعت 15:9
بی خداحافظی
داری میری بی خبر منو تنهام بذاری چشمای من بیداره وقتی آروم نداری.اگه بری بی خبر منو تنهام بذاری با رفتنت یه دنیا اشک تو چشام میاری آره مهربون همزبونم تویی بدون عشق من همه بهونم تویی دستای نجیبت واسه دستام شده عادت خنده هات کشونده دلمو به بی نهایت من جون میگیرم با اون نگاه گرم مستت افسوس دیگه دستای من نیست توی دستت **************************************************************************** به همین سادگی رفتی بی خداحافظ عزیزم سهم تو شد روزه تازه سهم من اشک که بریزم به همین سادگی کم شد گل بوته تو دستم گله از تو نیست میدونم خودم اینو از تو خواستم به جون ستاره هامون تو عزیزتر از چشامی هر جا هستی خوب و خوش باش تا ابد بغض صدامی تو رو محض لحظه هامون نشه باورت یه وقتی که دوست ندارم اینو گفتمت اما به سختی من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم واست این همه ترانه از ته دل نمی خوندم اگه گفتم برو خوبم واسه این بود که میدیدم داری آب میشی میمیری اینو از همه شنیدم دارم از دوریت میمیرم تا کنار من نسوزی از دلم نمیری عمرم نفسامی که هنوزی تو رو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد از همون لحظه که رفتی روحم از تنم جدا شد تو که تنها نمیمونی من تنهارو رها کن خاطراتمو نگه دار اما دستامو رها کن |+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه شانزدهم شهریور 1386 ساعت 22:9
فدای همتون
سلام به تمومه دوستای عزیزم که من و تنهام نذاشتن اگه بهتون سر نزدم یا آپ نکردم خیلی شرمندم منو به بزرگواریه خودتون ببخشید وبلاگم همش شده شعر ایشاا... یه فکری واسش میکنم با تو چه زندگيايي كه تو روياهام نداشتم تك و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم چه سفرها با تو كردم چه سفرها توروبردم، دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم دارم از تو مينويسم كه نگي دوست ندارم از تو كه با يه نگاهت زيرورو شد روزگارم دارم از تو مينويسم دارم از تو مينويسم دارم از تو مينويسم موقع نوشتنام، وقت اسم گذاشتنام، كسي رو جز تو نداشتم اسمي جز تو نميذاشتم من تمومه قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اون از غصه ي توست با تو چه زندگيايي كه تو روياهام نداشتم تك و تنها بودم اما تو رو تنها نميذاشتم حتي من به آرزوهات تو رو آخر ميرسوندم ميرسيدي تو من اما آرزو به دل ميموندم هي ميخواستم كه بگم، كه بدوني حالمو، اما ترس و دلهره خط ميزد خيالمو توي گفتن و نگفتن از چه روزهايي گذشتم اونقد رفتم و رفتم كه هنوزم بر نگشتم من تمومه قصه هام قصه ي توست اگه غمگينه اون از غصه ي توست هر چي شعر عاشقونه است من براي تونوشتم تو جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه اگر مٌردم تو بدون چه كسي باعثشه |+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 ساعت 22:17
چیکار کنم
اینبار دو تا شعر متفاوت کدوم و بیشتر دوست دارین؟ اینکه چیکار کنید دوستون نداشته باشه یا اینکه بخواد بره اما نذارید میخوای بری نمیذارم آخه فقط تو رو دارم ساده نشی فکر نکنی دست از سرت بر میدارم تازگیا ببخشید ها ببخشید ها تازگیا حس میکنم یکی داره سد میذاره میون ما شاید اصلا درست میگین شما کجا و ما کجا ببخشید ها تازگیا کارم شده خدا خدا تو که شدی سر به هوا منم فقط دست به دعا خودت بگو آخه چرا میخوای تموم شه ماجرا تو رنگای دنیای ما سفید کجا سیاه کجا ببخشید ها ببخشید ها یه قولی بود میونه ما تازگیا ببخشید ها ببخشید ها تازگیا حس میکنم یکی داره سد میذاره میون ما ********************************************************************************* چیکار کنم دوستم نداشته باشی چیکار کنم بری ازم جداشی چیکار کنم بهونه تو نگیرم چیکار کنم بدون تو نمیرم چیکار کنم دوستم نداشته باشی
وقتی بهم نمیرسیم چه فایده چه فایده این درو اون در زدن تا اومدیم به خودمون بجنبیم با سنگ زدن بالمونو شکستن
حرف واسه گفتن تو دلم زیاد اما دیگه حوصله ای نمونده من و تو و این عشق بی اراده داغی که قلبهای مارو سوزونده
چیکار کنم دوستم نداشته باشی چیکار کنم بری ازم جدا شی ******************************************************************************
|+| نوشته شده توسط arezoo در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 22:36
خداحافظ
نمی گویم فراموشم نکن هرگز ولی گاهی به یاد آور رفیقی را که میدانی نخواهی رفت از یادش سلام سلام باز منم همان تنهاترین؛ رفت عشقم گفت تو باید تنها بمانیحالا من ماندم با تمامه خاطره هایش با تمامه دوستت دارمهایش عاشقش بودم او میدانست و میدانست که بدون آن خواهم مرد ولی رفت... نفرین به این فاصله ها نفرین به اون لحظه ی شوم به این همه بهونه ها نگام نکن آخه دو تا چشمام بارونیه تو که دردشونو نمیدونی از غم دوریه فکر نکن اگه بهشون نگاه کنی حرفای دلمو میخونی نه نمیتونی نمیتونی من دلم اسیره بدونه تو میمیره پر دردم پر زخمم با اینهمه دلم خوشه که تو رو تو خاطره هام دارم تمامه دلخوشیه من تو بودی حالام اگه زندگی میکنم به خاطر تو؛ چون اینو تو ازم خواستی برو عزیزم هیچ گله ای ازت ندارم امیدوارم همیشه زنده باشی و زندگی کنی یه زندگی آروم فکر نکن بدی کردی در حقم نه تو همیشه دوست داشتنی بودی و هستی و خواهی بود فراموشت نمیکنم عشق من حالا تنها گیتارم همدمم شد گیتارم باشه تو میخوای میگم خدانگهدار اما با دلی شکسته با بغضی که راهه گلومو بسته با غمی که کنارم نشسته با چشایی که اشک توشون حلقه بسته خدایا من به کی بگم کی بشه از دنیا برم همیشه گریونه چشام همیشه حیرونه نگام بگو چرا قصر وفا همیشه ویرونه برام تو دیگه بر نمیگیردی میدونم ولی باز به یاد تو این وبلاگو اپ میکن عزیزم هیچوقت خودتو مقصر ندون شاید سرنوشتمون این بود روزگار بازیگر میخواست ما هم بازیگراش بودیم اونم بازی کردعزیزم قولهامو فراموش نمیکنم اینو مطمئن باش باشه میرم دنبال سرنوشتم میرم دنبال خوشبختی میرم ولی فکر نکن دوست ندارم تو رو همیشه دوست دارم عشق هیچوقت متنفرم نکرد اگه واقعا عاشق باشی از عشقی که به جدایی هم بکشه متنفر نمیشی خدانگهدار عشق من؛ تمام وجودم خداحافظ اگه یه روز مردم بدون بازم فدای تو شدم فقط تو نمی دانم چه خواهد شد در نبود تو نمی دانم میمانم یا خواهم مرد ولی دوستت خواهم داشت تا آخر عمر |+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه هفتم تیر 1386 ساعت 22:9
جدا از تو نمیشه
به همین سادگی میخوای بری آخه مگه نمی دونی که عزیزتر از چشامی تو تا ابد بغض صدامی ببین چقدر دوست دارم آخه من اگه دوست نداشتم پای غمهات نمی موندم واسه تو این همه شعر نمی خوندم دارم از دوریت میمیرم اینو همه خوب میدونن آخه از دلم نمیری عمرم نفسم تمامه وجودمی از همون روزی که گفتی میخوای بری روحم از تنم جدا شده بیا بیا عزیزم بیا برگرد پیشم بیا تا با تو آروم بگیرم اگه از پیشم بری بعد میفهمی که هیچکس مثل من دوست نداره آخه بعد این همه وقت باید جدا شیم چطوری آخه باور کنم آخه با خاطره هات من چه کنم.نه نمیخوام جدا شم نمیخوام آرزوم آرزوی محال شه آخه من روزی هزار بار واسه اشکات دارم میمیرم میدونی میدونی که خسته ام میدونم که میدونی دوریت عذابه بازم گریم گرفته دروغه هر چی که میگی بگو تنهام نمیذاری نرو نرو از پیشم از عشقت دارم دیوونه میشم چشام گریونه آره بی تو دل تنها میمونه تو داری تنهام میذاری داری رو قلبه کوچیکم پا میذاری تو خودت گفتی هیچ وقت تنهام نمیذاری باشه برو تو دوست نداری سر بذارم رو شونه هات باشه میخوای بری برو تنهاتر از همیشه یه گوشه باز نشستم خیره شدم به عکست غمگین و دلشکستم بغضام راه گلومو بستن تو چشام نگاه نکن نگو چرا خون شده نگو چرا شکستم گلامو پرپر نکن آخه گرفتار توام بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی با رفتنت چیکار کنم فقط باید دعا کنم برو عزیز تو هم برو دنیای بیوفاییه ولی بدون عزیز اون بالا هم خدایی ببخش اگه زیادی عاشق بودنم خسته ات کرده قاصدک جون بهش بگو چشمام به راهه قاصدک جون بگو برگرده پیشم دارم از دست غم دیوونه میشم من مثه دوزخ میسوزم جدا از تو بهشت من از این به بعد خدا داند چه باشد سرنوشت من |+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 22:2
من فراموش شدم
با دو دست خالی از عشق دیگه هیچ جا جای من نیست انگاری هیچ چیزی مرحم واسه این زخمهای تن نیست من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامی رفتی بی من ولی انگار هر جا میرم تو باهامی رفتی گفتی خاطراتت جای من واست میمونه کاشکی بودی و می دیدی دلم از دوریت میخونه کاش اینقد دوست نداشتم که بگم بی تو نمیشه کاش دلت سنگی نبود دل من مثل یه شیشه کاش فقط یه روز دیگه بی تو من دووم بیارم تا بتونم بازم عشقم تورو رو چشام بذارم... میدونم برگشتنه تو دیگه یه خواب و خیاله تا دوباره تو رو داشتن آرزویی که محاله دوستت داشتم دوستت دارم دوستت خواهم داشت... میگن عشق تنفر و نفرت ولی هیچ وقت از عشقی که داشتم متنفر نیستم چون همین دوست داشتن وعاشق بودنم قشنگه حتی اگه به عشقت نرسیدی نفرت نداشته باش اگه به خاطراتت سر بزنی میبینی که چقدر زیباست همین جدایی...به خدایی میسپارمتون به خدایی که فقط عاشق او بودن چیز دیگریست...عاشق بمانید عاشق باشید و دوست بدارید عشق را حتی اگر جدایی باشد.... آرزو دارم ارزوهات آرزو نماند ای همیشه آرزویم...فدای تو آرزو بای
|+| نوشته شده توسط arezoo در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 ساعت 15:18
مردم برات
وقتی که خاکم میکنن بهش بگید پیشم نیاد بگید که رفت مسافرت بگید شماره ای نداد یه جور بگید که آخرش از حرفاتون هول نکنه طاقت ندارم که ببینم به قبر من نگاه کنه دونه به دونه عکسامو بردارید آتیش بزنید هر چی که خاطره دارم برید و از بیخ بکنید نذارید از اسم منم یه کلمه جا بمونه نمی خوام هیچوقت تنم و تو گورم بلرزونه برو آتیش به قلب من نزن؛بذار نگاهت از یادم بره؛ بذار واسه همیشه قلب من چال بشه با من کلی خاطره برو نمی خوام ببینی خونه ی من خالی شده همدم من به جای تو ریگای پوشالی شده اونی که می گفت میمرد برات دیدی راست راستی مرد رفت و همه خاطره شم به خاطرت برداشت و برد بهش بگید نشست به پات بهش بگید نیومدی بگید هنوز دوست داره با اینکه قیدشو زدی نشونی قبر منو بهش ندید خوب میدونم میاد جای همیشگی سر قرار تو رودخونه برو آتیش به قلب من نزن بذار نگات از یادم بره آخ بذار واسه همیشه قلب من چال بشه با من کلی خاطره میخوام رو سنگ قبرم این باشه طلوعی که خیلی غم انگیز بود قشنگترین خاطره ی عمرم غروبی که خیلی دل انگیز شد رو سنگ قبرم بنویس روزی اومد با امید آخر ولی حالا بدرقه ی راهش داغی که مونده رو دل مادر میدونم یه روز بر میگردی که دیگه خیلی دیره ولی افسوس که دل من دیگه عاشق نمیمونه که برای با تو بودن شعر خوشبختی بخونه یادمه گریه نمیکردم چون با تو بودم گریه نداشتم ولی حالا فهمیدم که همه اشکام واسه روز آخرم بودن عشقمو رد کردی آخ چه ساده از وقتی رفتی دنیا برام شده جهنم همه کارم شده بغض و ماتم
|+| نوشته شده توسط arezoo در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 ساعت 17:54
ببخشید ضد حالم
سلام باز مزاحم شدم یا شایدم مزاحم بی نقطه شدم عید که به همتون خوش گذشته حالا هم اگه نگذشت اشکال نداره به هر حال گذشت دیگه. هیشکی عروس نشد یا داماد ؟ اینم واسه عشقم و اونایی که از حرفای بالای من خوششون نیومد آخه خودمم نمی دونم چی نوشتم اینقدر تو زندون دلت شلوغ میکنم و زندونیارو به هم میریزم تا منو بندازی تو انفرادی قلبت عشق ایستادن زیر بارون و خیس شدن با هم نیست عشق آنست که یکی برای دیگری چتری شود و اوهیچوقت نفهمد چرا خیس نشد. پیداست هنوز یک شقایق نشدی. زندانی زندان دقایق نشدی. وقتی که مرا از دل خود میرانی یعنی که تو هیچوقت عاشق نشدی... می گفتی دوستت دارم به تعداد قطره های بارانی که بر صورتت میریزد.و من نیز دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفته ای...... خستگی را عابر خسته شب داند و بس بندگی را مرشد و خواهان حق داند و بس سالیان را در پس اندوه شب سر کرده ایم درد غربت را غریب جاده ها داند و بس ما سبوی تشنگان را با جنون بشکسته ایم تشنگی را عابر صحرای گرم داند و بس سینه ها را محفل عشق و شقایق کرده ایم اشک زیبای شقایق را باغبان داند و بس
|+| نوشته شده توسط arezoo در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386 ساعت 0:4
مزاحم همیشگی
یه بار بذار حرف بزنم دیگه نه حرف سفره نه حرف تیر تو قلب یه دیوونه در به در نه صحبت پرسیدن لحظه و روز و حالته نه قصه ی عاشقیه نه پاسخ سوالته نه اشکی ریختم لابه لاش نه پر شده از عطر یاس نه توش غرور پیدا میشه نه اعتماد نه التماس ایند فعه حرف قصه نیست خاکستر حقیقته یادت میاد یکی می گفت حقیقتم مصیبته بذار بدون پرسش و ساده و بی مقدمه بریم سراغ حرفی که می ترسونه یه عالمه همیشه از خواستنت تو رویاهام می ترسیدم بعد خودمو گول می زدم به ترسیدن می خندیدم ترسه ولی قایم میشد شب میومد مثل لولو واسه همین گاهی بهت می گفتم تو بگو نگفتی و گذاشتمت پای غمهای خستگی فهمیدم اشتباه بوده اینم یه جور دیوونگی خیال نکن اینکه میگم شکایت رنگ گله است قبول ندارم اخمتو مال نبود حوصله است دیگه مزاحم نمیشم خیالت آسوده باشه سهم من از آتیش بذار فقط یه کم دوده باشه مهم اینه که اسمتو تمام دنیا بدونن فرقی نداره که با من چقدر خوبن چقدر بدن مهم اینه که دینمو یه کم به عشق تو دادم طبق یه قانون از چشات مثل یه قطره افتادم قصه ی ما دوتا شاید بدرد تاریخ می خوره کار من از جانب تو بدرد توبیخ می خوره همونشم که بنویسی کلی جای سپاس داره با من که کاری نداری اونو میدی کی بیاره؟ نه بگذریم انگار دلم بازم پریدش اون شبکه برای تو تکراریه اما نگه می ترکه خوب میدونم تو این سالا تحملم کردی آره؟ چشات روشون نشد بگن منو دوستم نداره؟ دل به کسی نده عاشقی دزده عزیزم هر کاری تو عاشقی کنی بدون مزد عزیزم سخته مزاحمت نشم نمی دونم چیکار کنم نه نمیشم اما می خوام از خودمم فرار کنم تو همه ی وجودمی هر جا برم میای پیشم ولی بهت قول دادم و دیگه مزاحم نمیشم من نمیرم یادت باشه تو اونی هستی که می ره منم یه جور مزاحمم که کلی پیشت میمیره نه اینکه بارآخره مزاحمت طولانی شد اخماتو وا کن تا برم، باز که هوات طوفانی شد الان تمومش میکنم امون نمیدم که بگی خوبیش اینه با هم میگیم مزاحم همیشگی چشای نازو روشنت شاد که شر من کمه قند تو دلت آب میشه از نبودن این دختره تازه همونم که می خوای بدون زنگ و صحبتی این آخرین حرف منه دلم خوش که راحتی مزاحم همیشگیت تاریخ (اسفند) میزنه اما زمان هیچه براش فقط داره داد میزنه داد میزنه آی آدما مسافرای زندگی از این به بعد به من بگید مزاحم همیشگی آرزو دارم تمام آرزوهاتون در سال نو آرزو نماند...آرزو |+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 22:19
باشه برو
خیلی وقته دیگه بارون نزده رنگ عشق به این خیابون نزده خیلی وقته ابری پرپر نشده دل آسمون سبکتر نشده مه سرده رو تن پنجره ها مثل بغض تو سینه ی منه ابر چشمام پر اشک ای خدا وقتشه دوباره بارون بزنه خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست حرف عشق تو رو من با کی بگم همه حرفا که آخه گفتنی نیست نمی دانم چه خواهد شد در نبود تو نمی دانم می مانم یا خواهم مرد ولی دوستت خواهم داشت تا آخر عمر باشه اشکالی نداره تنهام بذار منم میرم تا ثابت کنم دوست دارم شاید من لیاقت عشق تو رو نداشتم اما وبلاگم تمامش به یاد تو و به خاطر تو آپ میشه حتما بیا به وبلاگم سر بزن چون تو واسم این وبلاگ و ساختی ....... آرزو دارم آرزوهات آرزو نماند آقا رضا یا یخکم..... دوست دارم تا دم مرگم |+| نوشته شده توسط arezoo در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 ساعت 22:44
یا ابا عبدالله الحسین
بوي محرمش مياد خيمه و پرچمش مياد فرشته از تو آسمون براي ماتمش مياد رقيه دخترش مياد صداي مادرش مياد تشنگي با لبش مياد حسين با زينبش مياد شاهزاده اي دوون مياد عباس پهلوون مياد يه طفل زيبايي مياد صداي لالايي مياد مسافراي كربلا دارن ميرن به مهموني دلو بزن به قافله اگه ميخواي جا نموني بردار چراغو پرچم و اسباباي محرم و بگير رو دوشت علمو ديوونه كن يه عالم و توي صف زنجير زنان با ماتم و داد ميكنه اگه يه قطره عاشقي وصله به دريات ميكنه آقا تماشات ميكنه كناره هر سقا خونه به تشنه ها آب بنوشون بچه هاي كوچولو رو لباس سقا بپوشون به تشنه ها آب بنوشون * التماس دعا *
|+| نوشته شده توسط arezoo در دوشنبه دوم بهمن 1385 ساعت 22:49
عاشق نبودی
عاشق نبودي تو، من عاشقت بودم، در قبله گاه عشق تو بودي معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودي يك لحظه من بي توهرگز نياسودم من با نفسهايم نام تو روبردم كاش اي هوس بازم، با تو نمي ماندم من با نفسهايم نام تو رو خواندم كاش اي هوس بازم، با تو نمي ماندم روزي كه مي گفتي من با تو مي مانم روزي كه دانستي من بي تو ميميرم روزي كه با عشقت بستي به زنجيرم بازنده من بودم اين بوده تقديرم خوش باوري بودم پيش نگاه تو هر دم ز چشمانت خواندم كلامي نو عاشق نبودي تو، من عاشقت بودم، در قبله گاه عشق تو بودي معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودي يك لحظه من بي توهرگز نياسودم عشق تو چون برگي در دست طوفان بود دل كندن و رفتن پيش تو آسان بود روزي به من گفتي ديگر نمي مانم گفتم كه ميميرم گفتي كه ميدانم باور نمي كردم، هرگز جدايي را من آمدم با عشق ، اين بي وفايي را به خدا عاشق نبودی اگه عاشق بودی تنهام نمیذاشتی اگه عاشق بودی منو توانتظار نمیذاشتی ولی من معنای عاشقی رو فهمیدم و حالا با دل و جرات میگم که عاشقتم ولی افسوس که تو..... اما بازم دمت گرم اگه دلی بود شکستی
|+| نوشته شده توسط arezoo در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 ساعت 23:10
لحظه ی آخر
خيلي سخته كه يه نفر و دوست داشته باشي اما اون هيچوقت درك نكنه خيلي سخته كه عاشقش باشي اما اون معناي عاشقي رو نفهمه خيلي سخته كه به خاطرش حاضر باشي هر كاري بكني اما اون بگه چقد ديوونه اي خيلي سخته كه بگي ميخوام تو قلبت زندوني بشم امااون بگه جايي واسه تو نيست خيلي سخته كه بگي ديگه دير واسه خداحافظي اما اون بگه ديگه بايد همديگرو فراموش كنيم و در اخر خيلي سخته خيلي سخته كه بهش بگي دوست دارم امااون بگه هيچ حسي بهت ندارم ************************************************************** بی تو این روزای روشن واسه من تاریک و تاره وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره از همون روزی که رفتی دل به هیچکسی ندادم فکر میکردم میرسی یه روز تو بی کسی به دادم گفتنه لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره توفقط تو خواب و خیاله لحظه هاي آخرتو توی قلب من میمونه هیشکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده بیوفاییات هنوزم تو رو از دلم نرونده چشم به راه تو میمونم تا که برگردی دوباره میترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره گفتنه لحظه آخر واسه من هنوز سواله دیدن دوباره توفقط تو خواب و خیاله رفتی اما خاطراتت توی قلب من میمونه هیشکی مثل تو بلد نیست دلم و بسوزونه تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو میمونم تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم میدونم اما هر کجا که هستی من و تو دلت نگه دار با چشای خیس و گریون من میگم خدانگهدار *************************************************************** اگه یه روز عاشق شدی عشقتو از دست نده چون بدست آوردنش دیگه خیلی سخته ..... سعی کنید هیچوقت قلب یه عاشق و نشکونید چون بی شک قلبتون شکسته میشه...
|+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه پانزدهم دی 1385 ساعت 22:55
دیگه دوستم نداره
حالا که عاشقش شدم میگه میخوام برم حالا که نمیتونم فراموشش کنم میگه میتونی فراموش میکنی
هیچوقت نخواستم عاشق بشم چون میدونستم آخرش دل شکستنه از خودم متنفرم متنفر باشه میخوای بری برو نمیگم بمون چون راحتیتو میخوام با من نباشی راحت تری چقد گفتی دوست دارم چقدر شعر گفتیم برای هم چقدر از باران گفتیم از گل باروون از گل حسرت از تنهای تنها.... آخه با خاطره هات چیکار کنم نگو فراموش میکنی چون چه خوب چه بد نمیشه فراموش کرد همیشه باهاتن اما با اینکه تنهام میذاری بازم میگم هر جا بری من دوست میدارم دوست میدام تمامه وبلاگم به عشقه تو بود تمامه نوشته هام مال تو بود حالا واسه کی بنویسم واسه کسی که تنهام میذاره اما بازم میام و مینویسم دیگه نه اینطوری طوری که همه بفهمن عشق چیه معنای عاشقی چیه اگه یکی گفت دوست دارم زود گولشو نخورن آهای شمایی که هزاران بار بهتون میگن عاشقتم باور نکن به خدا دروغه عشق مال قصه هاست باور کن تو دلش ذره ای از عشق نیست دیگه از عشق و عاشقیه این دوره متنفرم این روزا عشق فقط سر زبوناست یه کلمه تکراریه من فقط میخوام از این دنیا رها بشم برم جایی که دیگه از عاشقی نگن یه جایی که جمله ی دوست دارم نباشه بسه دیگه اشکام نمیذاره ببینم چی تایپ میکنم الان با خودتون میگین چی گفت این.... ببخشید نمیدونم چرا این پستم اینطوری شد تقصیر خودم نیست دلمو شکستن واسم دعا کنید فقط دعا يه عمر دلو سوزوندي يه بار خوبي نكردي خدا كنه بري و هيچموقع بر نگردي حرفي نزن دروغات نه باورم نميشه از عشق بچگونم پشيمونم هميشه بسه ديگه بي انصاف چي از جونم تو ميخواي يه روز ميگي ميموني يه روز ميري نمياي دلت ميخواد شب و روز جلو چشات بميرم كاش به روزم بيفتي بد بختي تو ببينم دل به تو بستن آره بزرگترين گناهه اينو ميدونستي؟
|+| نوشته شده توسط arezoo در چهارشنبه ششم دی 1385 ساعت 0:9
زمزمه
اگه هزاران دفعه بگي دوست ندارم اما باز ميگم دوست دارم دوست دارم دوست دارم ولي يه خواهش ديگه نگو دوست ندارم، چون عاشقتم، بگو دوست دارم اما نگوعاشقتم چون عشق خيلي مقدسه درسته خيلي تكراري شده اما هيچ كس نميتونه معناشو بفهمه عشق حرمت داره اينو بفهميد.... كاش فقط يه ذره به فكرم بودي كاش ميفهميدي وقتي از تو بي خبرم باشم چه حالي دارم فكر ميكني اينا همش يه حرفه نه واقعا دلم برات تنگ ميشه وقتي نباشي هركي جلو چشام باشه ساده دلش رو ميشكنم شرمنده عزيز دلم ميگه دوست داره قلبم ميگه فقط به خاطر تو ميزنه قلب من هيچوقت بهم دروغ نميگه... به صداي قلبت گوش بده به خدا ميسپارمت وبه خدا ميسپارمتون زمزمه كن ترانه ي شباي بي ستاره رو به آسمون اميد بده يه خورشيد دوباره رو شكستن قلب من و هر كي تونست تجربه كرد اما نميتونه كسي بگيره از دلم تو رو اي كه تمام زندگيم با اسم تو شروع ميشه يه روز نياي به من بگي كه ديگه از پيشم برو ستاره شباي من نوبت از تو خوندن بيا كه قلب من فقط به خاطر تو ميزنه تجربه كن يه شب از اون شباي بي قراريمو شايد كه باورت بشه درد دل فراريمو روزاي تنهايي من مثل زمستون ميمونه آخه نبودي ببيني روزاي بي بهاريمو اي كه حضورت ميتونه بسوزونه تو دل من روزاي بي بهاري رو شباي بي قراريمو ستاره شباي من نوبت از تو خوندن بيا كه قلب من فقط به خاطر تو ميزنه
|+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه هفدهم آذر 1385 ساعت 21:23
دوست دارم به اندازه....
دوست دارم اندازه ماهی که آبو دوست داره دوست دارم اندازه ای که خسته خوابو دوست داره دوست دارم اندازه آسمونو ستاره ها دوست دارم اندازه شنهای توی صحراها میخوام تو رو واسه نفس کشیدن با تو به اوج زندگی رسیدن میخوام تو رو تا وقتی که جون دارم کنار تو میخوام که جون بسپرم میخوام که داغ نفست صورتم و گرم کنه شعله آتیش ، دیگه از حرارتت شرم کنه میخوام صدای قلبتو روی تنم حس کنم حادثه خاطراتمون با فال حافظ کنم میخوام تو دنیای چشات گم بشم تو دشت عشق دونه ای گندم بشم میخوام بپاشی خنده هاتو به سر و روی من پرنده های عشق تو پر بکشن سوی من خيلي دوست دارم بيشتر از اوني كه فكر كني دوست دارم دوست دارم به خدا دوست دارم چه جوري بگم كه باورت بشه شرمنده عزيزاگه من دوست دارم يه عالمه دوست دارم يخكم |+| نوشته شده توسط arezoo در سه شنبه هفتم آذر 1385 ساعت 21:33
زندگی
زندگي چيست؟!
زندگي : اشك نياز است به درگاه خدا زندگي باور زيباييهاست
زندگي : مانند شمعي است سوزان، همانند كوهي استوار، مانند رودي است جاري، همچون قلبی است که می تپد ناگهان از كار مي افتد پس بكوشيم از آنچه كه بجا مي گذاريم فقط خوبي باشد.
زندگي : مانند پلي است مانند تولد و ابديت. در روي اين پل بازي ميكنيم،شكست ميخوريم،انتقام ميگيريم چند صباحي خوش گذرانيها را دنبال ميكنيم. زندگي زيباست اگر در آن كينه و نفرت وجود نداشته باشد...
زندگي : شايد كتابي باشد كه هر روز صفحه اي از آن خوانده ميشود، زندگي شايد رودخانه اي باشد که در رگ زمان جريان دارد، زندگي شايد قطره اشكي باشد كه از ديده فرو ميچكد، زندگي شايد پرنده اي باش د كه پروازش هر روز در آسمان تكرار ميشود، زندگي شايد بغض من است كه هر روز ميشكند...
زندگي : رنگ است ما بازيچه ي رنگيم گهي اين رنگ گهي آن رنگ گهي بيرنگه بيرنگيم
زندگي : لحظه هاي گذران شادي را در ساعتهاي طويل اندوه به فنا مي سپارد و همه چيز در آخر خاطره ميشود و زماني خاطره ها دور از دسترسند...
زندگي : باغ بزرگه پر از گلهاي تازه هر كسي يه باغچه از عشق واسه ي دلش ميسازه دل مهربون آهو چشمه رو تو خواب ميبينه قناري تو خاك گلدون به اميد گل ميشينه
زندگي : جاده ي يك طرفه ايست كه در انتهاي ان نوشته اند: دور زدن ممنوع
زندگي: هستي تلخي است ميان دو عدم يا كه مرگي است ميان دو وجود هر چه هست قصه ي تنهاييهاست و خدا خنده كنان شاهد جان كندن ماست...
حالا واقعأ زندگي چيست؟ ميتونه كدوم يكي از اينها باشه ؟ ميخوام بدونم از نظر شما زندگي چيه ولي زندگي چه پر از غم باشه چه شادي بازم قشنگه |+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه بیست و ششم آبان 1385 ساعت 12:8
عشق پاک من
کاش چمدان عشق را انقدر سنگین نمی کردیم تا در میان راه زندگی خسته از سنگینی عشق آن را رها کرده و بدون آن ما باقی راه را ادامه دهیم... ************************************************** ای از عشق پاک من همیشه مست من تو را آسان نیاوردم بدست بارها این کودک احساس من زیر بارانهای اشک من نشست من تو را اسان نیاوردم بدست در دل اتش نشستن کار آسانی نبود راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود با غرور هم کف و بالای بام آسمان بارها در خود شکستن کار آسانی نبود بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست من تو را آسان نیاوردم بدست در بدست آوردنت بردباری ها شده بی قراریها شده شب زنده داریها شده در بدست اوردنت پایداریها شده با ظلم وجود روزگار سازگاریها شده .... |+| نوشته شده توسط arezoo در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 21:58
دروغه هر چی گفتمت جز اینکه گفتم عاشقم
میدونی میخوام برای بسترت حریر ماه و بخرم برای ناز بالشت پر خیال و ببرم
میخوام چشم عاشق و نرگس باغت بکنم قالی قرمز دل و فرش اتاقت بکنم
به چشمه ی حیات میگم که گلاتو آب بده خدارو بی خواب میکنم تا به دعات جواب بده
میدونی اگه دلت بخواد کوه و میدم به دست باد دیروز و امروز میکنم رفته رو میگم که بیاد
میخوام سر بزرگونو به پیش تو خم بکنم تو دنیا هر چی عیونه به خدمتت جمع بکنم
میخوام توی باغچه تو بجای گل دل بکارم خودم میرم بارون میشم به روی گلهات میبارم
میدونی که نقاشمو عشقتو با شور میکشم روی کاغذ نازک دل نازتو صد جور میکشم
میخوام هوای شهرتو پر از گل یاس بکنم سنگریزه های راهتو دونه ی الماس میکنم
دروغه هر چی گفتمت جز اینکه گفتم عاشقم من عاشقم من
|+| نوشته شده توسط arezoo در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 ساعت 22:7
دوستش دارم
اوست که همه وجودم شعله ور به عشق اوست...
اوست که عشق را از او آموختم و دوست داشتن را با او تجربه کردم... اوست که دوستش دارم و به خاطر عشق به او نفس می کشم... اوست که عشق را در وجودم پرورش داد...او را می ستایم و تا آخرین نفس دوستش دارم... |+| نوشته شده توسط arezoo در جمعه چهاردهم مهر 1385 ساعت 23:0
تو نمیدونی دوست دارم
آره عزیزم تو میدونی میدونی و نمیگی دلت نمیاد بگی. شایدم هیچکدوم از ایناکه واست گفتم نیست.
جون شمعدونیای صورتیمن کاری کردم که خاطرابریشمیت تحمل سنگینی شو نداشت؟ چیزی که گفتم مجازاتش به اندازه چند تا دوست ندارمه؟ واسه دیه ی این حرف آوردن یه قلب شکسته کافی نیست؟ با یه دل که تا حالا هزار تا آرزو کرده جلوی چشمای نازت قربونی بشه؟ میدونم تموم که شد با وجود همه ی سطرهای غم انگیزش باز هم سکوت میکنی و سکوت یعنی.... یادته اونوقتا هر چقد هم که پیش هم بودیمواسه حرفایی که معلوم نبود یهو از کجاسرازیر می شن وقت کم می اوردیماما حالا درست بر عکس اونوقتا گاهی حرف کم می آریم یادته اونوقتا همیشه یادت بود همه چیز یادت بود یادت بود چی صدام کنی چق |